۱۳۸۸/۰۷/۲۹

بي ربط به مناسبت روز دختر

بسم الله

هيچ كس دير آمدنت را سرزنش نخواهد كرد براي اينكه نخواسته اي در شلوغي همه وقته ي اتوبوس بالاجبار و شبيه خيلي هاي ديگر وارد قسمت مردانه ي اتوبوس شوي. باور كن.
اگر هم كرد تحويل نگير


ارادتي كه خدمت اين بخش از جامعه نداريم حداقل روزشان را به قدر يك پست ارزش نهيم!
اين جمله ي معترضه اي بود كه بايد براي اثبات بي ربطي مي آوردم، بايد اثبات مي كردم نويسنده در دنياي گنگ و نامفهومي نسبت به اين بخش از جامعه دست و پا مي زند. تا اينجا بس.

و تمت و في امان الله القدير


۹ نظر:

ayenedar گفت...

http://ayenedar.persianblog.ir/

hoseini گفت...

سلام
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟
گر چه اهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهو به دادم می رسی ؟
عیدتون مبارک
بی قرار

hoseini گفت...

سلام
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟
گر چه اهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهو به دادم می رسی ؟
عیدتون مبارک
بی قرار

دچار گفت...

به hoseini

سلام
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است.
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است.
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای،
اینجا برای عشق شروعی مجدد است ..

خوش آمدبد، عید شما هم مبارک.

دچار گفت...

به hoseini

سلام
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است.
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است.
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای،
اینجا برای عشق شروعی مجدد است ..

خوش آمدبد، عید شما هم مبارک.

ملاتبار گفت...

توی گودر که خطاب به آقای فضل الله گفتید از زمان ِ اردو...
اردوی طهورا منظورتون بوده؟
یعنی دعا دختره؟
توی دوتا وبلاگ های بلاگ اسپات حدسم دختربودنه ولی وبلاگ حاج جمال؟
قادر به جواب بودید، علامت سوالی رو از بین ببرید

دچار گفت...

سلام و رحمه الله
زمان اردو منظورم از بلاگ تا پلاک 1 بود، اون قدیم قدیما! اردوی طهورا مال بعد از اونه شاید یه سال بعد.

دعا نیست خانم ملاتبار، نام کاربری بنده دچار است، تو کامنت های ریدر میشد فهمید. البته این اتفاق واسه خیلی ها میافته.

ضمنا بنده پسر هستم. باز این هم تو کامنت ها قابل مشاهده بود،

واسم جالبه که از متن های این دو تا وبلاگ به این رسیدید که من دخترم!! میتونم دلیل هاتون رو بدونم؟

وبلاگ حاج جمال وبلاگ قبلی منه، یکی از وبلاگ های قبلی من.

سوال دیگه هم بود بفرمایید.

تمت و لله الحمد

ملاتبار گفت...

بلافاصله بعد از کامنتم فهمیدم. این آقای فضل دیر خطاب کرد:پسرم...
دچار رو هم بلافاصله باز بعد از این کامنتم فهمیدم. عطیه دیر خطاب کرده بودتتون
کلا همه چی دست به دست هم داد تا ما خجل شیم

دچار گفت...

بزرگواريد.
خيريتش اين بوده كه شما اين دو سه تا وبلاگ رو يه سري بزنيد، البته متاسفانه نظري نداشتيد!